ديميتري مدودوف، رئيس جمهوري كه در سايه پوتين كاخ كرملين را اشغال كرده، با پيامهاي خود آن هم پس از 6 ماه تصدي گري، سردرگمي ها و پيچيدگي هايي را براي سياسيون و ديپلماتها فراهم كرده است. او با ايراد سخنرانيها و خطابه هاي آتشين خود در مقابل چشمان مردم داخل و يا خارج كشور روسيه، با قاطعيت از پايان بخشيدن به فساد فرهنگي روسيه صحبت كرده و اقتصاد روسيه را متنوع تر از آن دانسته كه فقط بر درآمد حاصل از نفت و گاز تكيه داشته باشد. او در حالي در آغاز اين ماه در يك برنامه زنده تلويزيوني به پرسشها پاسخ مي داد كه به عقيده ناظران كمتر از گذشته قاطع به نظر مي رسيد، اما مي كوشيد به ملت روسيه اطمينان خاطر دهد. ولاديمير پوتين گفت: اين دوره سختي براي اقتصاد جهان خواهد بود، همچنين براي اقتصاد ما. ما بايد آماده شويم هم به لحاظ اخلاقي و هم به لحاظ سازماني و به لحاظ مالي و حتي از نظر سياسيون. همه ما مسؤوليت داريم با كمترين خسارت در اقتصاد و مهمتر از آن با كمترين ضرر به شهروندانمان از اين دوره سخت عبور كنيم. اما بر خلاف پوتين، مدودوف اظهار داشته است، روسيه را با اقتصاد جهان تلفيق، حاكميت قانون را برقرار و آزادي بيان را تضمين خواهد كرد. او گفته است، روسيه بايد كشوري باشد كه در آن مردم عادي نقش فعالتري در اداره امور سياسي آن برعهده داشته باشند. در عين حال او، واشنگتن را به دليل ايجاد بي ثباتي در امور مالي جهان بشدت مورد انتقاد قرار داده و همچنين آمريكا را به دليل تحريك و دامن زدن به جنگ ماه اوت با گرجستان نكوهش كرد. او خواستار به رسميت شناختن «حقوق ممتاز» روسيه در ميان كشورهاي همسايه شده و پيشنهاد يك تغيير عمده در ساختار جهاني را ارايه داد تا بدين وسيله، روسيه از اختيارات رسمي بيشتري براي اعمال نظر در امور دنيا برخوردار باشد. آنچه مسلم است، اهداف تعيين كننده و در عين حال آرماني مدودوف، از طرحهاي قديمي پوتين براي احياي مجدد عظمت روسيه چه در داخل و چه در خارج از كشور برتر است. البته نبايد تعجب كرد، چرا كه پوتين به عنوان نخست وزير روسيه، همچون مسافري است كه در صندلي عقب خودرو نشسته و مرتباً در كار راننده دخالت مي كند و اميدوار است كه پس از وقفه اي كوتاه دوباره پست رياست جمهوري را اشغال كند. در عين حال تفاوتهايي ميان مدودوف و پوتين وجود دارد؛ پوتين همزمان با شرايط، از زبان ليبرال دموكراسي غرب استفاده كرد و توازن اخلاقي را ميان اقدامات واشنگتن در كوزوو و سياستهاي عراق و روسيه در گرجستان برقرار نمود. در مقابل مدودوف در دوراني پرورش يافته كه صراحت لهجه و پرهيز از پنهانكاري از اصول اوليه زندگي در سن پترزبورگ بوده و در نتيجه سبك و روش جديدتر و بازتري را در گفتار، رفتار و مواضع سياسي اش دارد. او كه بر موجي از بزرگترين سياستهاي اينترنتي و اجتماعي روسيه با نام «Live journal» سوار شده، هفته گذشته اظهار داشت كه به طور روزانه «وب سايت»هاي مخالفان خود را مي خواند و خواندن آنها او را ترغيب مي كند تا از خواب بيدار شده و شروع به كار كند؛ كار و فقط كار. او برنامه هاي خود را به گونه اي برنامه ريزي مي كند تا گاهي اوقات به طور اتفاقي به كافه ها يا رستورانها سر زده و با مشتري ها در خصوص مسايلي نظير افزايش قيمتها و فساد اخلاقي كه در جامعه وجود دارد، گپ و گفتي داشته باشد. اما آنچه كه در رفتار و گفتار مدودوف بشدت آشكار است و او را مانند پوتين قدرت طلب نشان مي دهد، اين است كه او در سخنرانيهاي خود، بروكراسي را به دليل آنكه مانند زمان حاكميت و سلطه جماهير شوروي، قبل از فروپاشي نسبت به سرمايه گذاري آزاد و سرمايه داران سوء ظن و كينه و عداوت دارند، سرزنش مي كند. او آنها را به خاطر كنترل رسانه هاي گروهي و دخالت در انتخابات نكوهش مي كند. اين سرزنش از سوي كسي كه خود سود بسيار زيادي از كنتزل مطبوعات و صندوق آراي عمومي كسب كرده است، عجيب به نظر مي رسد. اما با وجود اين، يك ارزشيابي تند و تيز نسبت به اشتباه ها در روسيه انجام شده است؛ او طي يك سخنراني براي وزراي عاليرتبه تأكيد كرد كه تشويق، نوآوري و كاهش نفوذ دولت و رفع ديگر موانع موجود بر سر راه ايجاد و توسعه مشاغل كوچك و متوسط يك اولويت ملي است. مدودوف درعرصه سياست خارجي و براي مقابله با تأثيرات آمريكا بر اروپا و تشويق آن براي جلوگيري از دخالت و گسترش ناتو به شرق، با ايجاد سازمان همكاري شانگهاي بار ديگر توازن را در ديپلماسي جهاني برقرار كرد و از اين طريق از ذخاير عظيم گازي روسيه و نيروي نظامي اين كشور به عنوان يك اهرم فشار براي كاهش ميزان كمي از نفوذ آمريكا در اروپا استفاده نمود. ميخائيل مارگلف، رئيس كميسيون امورخارجه روسيه در مجلس سنا اظهار داشت: جهان تك قطبي پيشين در حال از بين رفتن است. اشكال جديد از قدرت در كنار ايالات متحده در حال شكل گيري است و ما شاهد قدرت روزافزون كشورهاي برزيل، چين، اروپا و از همه آشكارتر، شاهد قدرت فزاينده روسيه هستيم.

