تبليغاتX
آذربایجان

دو ماه پیش بود که خبر سقوط هلی کوپتر رئيس پليس راه فرماندهي انتظامي آذربايجان‌شرقی بر روی تکست خبرگزاری ها ارسال شد، در آن زمان گفته شد که اين بالگرد به هنگام سقوط در حال گشت زني براي كنترل محورهاي ترافيكي و انتظامي در محدوده شهرستان ورزقان بوده است، همچنین گفته شد که هنوز علت دقيق وقوع اين حادثه تاسف‌بار مشخص نشده و بررسي‌ها براي تعيين آن در جريان است.

از همان زمان این خبر شک مرا برانگیخته بود، دلیل شکّم هم این بود که اصلاً ورزقان محدوده ترافیکی و جاده چندان شلوغی ندارد که به خاطر آن رییس پلیس راه استان با  یک هلی کوپتر برای گشت زنی اش برود، محور ترافیکی استان میانه، بستان آباد، تبریز است و اگر قرار بر گشت زنی بود باید این محور انتخاب می شد نه ورزقان که ترافیکی ندارد.

این مساله گذشت تا دیروز که به همراه خانواده برای تفریح رفته بودیم کنار رود ارس در مسیر که از جاده ورزقان خروانق(به قول محلی ها خاروانا) رد می شدیم در کنار یک قهوه خانه روستایی پارک کردیم تا یک چایی بخوریم، وقتی که قهوه چی برایمان چایی را آورد با او از کار و زندگی اش پرسیدم و بعد از این که کمی از خودش و شهرشان گفت ازش پرسیدم راستی این قضیه سقوط هلی کوپتر رییس پلیس راه رو که شنیدی؟ چطوری شد که سقوط کردند؟ شنیده بودم که این طرف ها سقوط کرده بود. اون هم دستش را به سمت مسیری که ورزقان به خروانق می رفت اشاره کرد و گفت که پنج شش سالی هست که دو تا از روسای پلیس راه بهترین باغ سیب منطقه را خریده اند و برایش یک باغبان گذاشته اند که به باغشان برسد. دو سه سالی می شد که آن ها هفته ای یک بار با هلی کوپتر پلیس راه و به بهانه گشت زنی می آمدند باغ شان و چون باغ بسیار بزرگ بود به راحتی هلی کوپتر را در باغ می نشاندند و در آنجا تفریح می کردند تا اینکه دو ماه پیش هلی کوپتر شان زمان نزدیک شدن به باغ به سیم برق می خورد و سقوط می کند. اگر می خوای ماجرای دقیق رو بدونی باغبانشون هم این طرفا زندگی می کنه باید بری از خودش بپرسی، گفتم نه ممنون! چایی رو خوردم و رفتیم ارس در حالی که همش تو این فکر بودم که این ها که ادعای پیروی از حضرت علی رو دارند تا به حال داستان علی و داغ کردن دست های برادرش عقیل رو شنیده اند؟

منبع :وبلاگ نفس باد صبا

+ نوشته شده توسط سینا (ترک اوغلی ) در چهارشنبه 15 خرداد1387 و ساعت 22:42 |

بهروز عمرانی، قدم به قدم در حال ویران سازی اثار تاریخی آذربایجان است.
آقای بهروز عمرانی، معاون کردتبار میراث فرهنگی آذربایجان شرقی، قدم به قدم در حال ویران سازی اثار باستانی آذربایجان جنوبی است. وی که بصورت مشهودی از جانب نیروهای فارس، کرد و ارمنی فعال در میراث فرهنگی مورد حمایتهای مادی و معنوی قرار می گیرد، پس از اعطای مجوز احداث خط لوله گاز ایران به ارمنستان و منهدم کردن شهر چند هزار ساله اژدها داشی و  ویران سازی  آثار باستانی مجاورت سد خدافرین، در حال طراحی نقشه جدیدی برای امحای ارک تبریز است. گفته می شود براساس مجوزی که از سوی آقای عمرانی صادر شده شهرداری تبریز ، در حال ساخت یک پارکینگ طبقاتی بزرگ، درست در داخل حریم تاریخی ارک علیشاه تبریز می باشد. این مجوز به حدی خطرناک بوده که حتی اشرفی نیا معاون استاندار تبریز، از بیم قیام اهالی تبریز، در خصوص میزان اعتبار این مجوز تردید کرده است. بهروز عمرانی در گذشته ریاست میراث فرهنگی آذربایجان غربی را در دست داشته و در طول مدت فعالیت خود به جدیت در راستای تعمیر کلیساهای ارمنی و ثبت جهانی قره کلیسا و سنت استپانوس کوشیده است. او عضو جبهه ملی است و با فرد فناتیک و نژاد پرستی چون پرویز ورجاوند، که سال گذشته درگذشت، صمیمیتی مثال زدنی داشت.-آزاد تبریز
+ نوشته شده توسط سینا (ترک اوغلی ) در پنجشنبه 26 اردیبهشت1387 و ساعت 15:35 |

واگذاری کارخانه تراکتورسازی تبريز به شرکت «مهر اقتصاد ايرانيان» !!!


واگذاری کارخانه تراکتورسازی تبريز به شرکت «مهر اقتصاد ايرانيان» وابسته به موسسه مالی اعتباری «مهر» – متعلق به بسیج -  با اعتراض های بسياری رو به رو شده است.

موسسه مالی اعتباری «مهر»، يک شرکت سرمايه گذاری است که در سال ۱۳۷۲ خورشيدی با نام «موسسه مالی اعتباری بسيجيان» و با سرمايه «اهدايی» آيت الله خامنه ای، رهبر جمهوری اسلامی ايران کار خود را آغاز کرد.

چنانکه در وب سايت اين موسسه نوشته شده، سرمايه ای که آيت الله خامنه ای در آن زمان برای راه اندازی اين موسسه پرداخت کرد، يک ميليون تومان بوده است، اما فعاليت های گسترده اين موسسه و شرکت های تابع آن، موجب شده تا عملا اين مجموعه اقتصادی چنان رشد کند که بتواند از طريق شرکت «مهر اقتصاد ايران»، بيش از ۴۲ درصد سهام کارخانه عظيم تراکتورسازی تبريز را به مبلغ ۱۷۷ ميليارد تومان بخرد.

به گزارش روزنامه دنيای اقتصاد، پيش پرداخت اين خريد، ۴۵ ميليارد تومان است و مابقی ۱۳۲ ميليارد تومان بايد از سوی شرکت «مهر اقتصاد ايران» طی پنج سال به دولت پرداخت شود.

غير از محسن خادم عرب باغی که طی سخنانی اعتراض آميز از مدير عاملی اين کارخانه استعفا کرد، عشرت شايق يکی از نمايندگان تبريز در مجلس شورای اسلامی نيز واگذاری تراکتور سازی تبريز را «حراج دارايی های دولت» توصيف کرد و خواستار ابطال آن شد.

اعتراض به معامله

محسن خادم عرب باغی مديرعامل تراکتور سازی تبريز که روزنامه جمهوری اسلامی پيشتر از استعفای وی در خبر داده بود، در روز سه شنبه هفدهم ارديبهشت ماه و در جلسه توديع خود با بيان سخنانی انتقادی برای هميشه با اين کارخانه خداحافظی کرد.

موسسه مالی اعتباری «مهر»، يک شرکت سرمايه گذاری است که در سال ۱۳۷۲ خورشيدی با نام «موسسه مالی اعتباری بسيجيان» و با سرمايه «اهدايی» آيت الله خامنه ای، رهبر جمهوری اسلامی ايران کار خود را آغاز کرد.

به گزارش خبرگزاری دانشجویان ایران، ايسنا، در مراسم توديع مديرعامل سابق تراکتور سازی تبريز، هيچ يک از مسئولان وزارت صنايع و معادن، سازمان گسترش و نوسازی صنايع و مقامات مسئول استانی حضور نداشتند.

آقای خادم عرب باقی، بدون اشاره به نامی خاص، در اين مراسم گفت: «متاسفم که صنعت کشور به دست افرادی افتاده است که شايستگی نشستن در آن مسند را ندارند.»

وی از آنچه «واگذاری کارخانه ها به بخش خصوصی» خوانده می شود، ابراز تاسف کرد.

اين واگذاری ها بر اساس اصل ۴۴ قانون اساسی جمهوری اسلامی ايران انجام می شوند؛ قانونی که همواره اجرای آن مجادلات و مناقشاتی را در پی داشته است.

در مناقشه بر سر فروش بخش عمده سهام کارخانه تراکتورسازی تبريز نيز عشرت شايق، نماينده مردم تبريز در مجلس شورای اسلامی گفت که در جريان اين معامله، جزئيات قانونی به دقت اجرا نشده اند.

مهم ترين انتفاد خانم شايق به فروش اين کارخانه، قيمت تعيين شده برای سهام آن است.

در متنی که در وب سايت رسمی عشرت شايق منتشر شده، به نقل از وی آمده است: «قيمت های در نظر گرفته شده برای دارايی شرکت [کارخانه تراکتور سازی تبريز] طی ۳۰ تا ۴۰ سال گذشته در مقايسه با قيمت امروزی، صدها برابر کمتر است و ارزيابی جديدی هم نشده و برای هيچ کس پوشيده نيست که اين کار حراج دارايی های دولتی است.»

کريم صادق زاده، دبير اجرايی خانه کارگر آذربايجان شرقی يکی ديگر از کسانی است که معتقد است کارخانه تراکتورسازی تبريز، با قيمت واقعی در بورس عرضه نشده است.

روزنامه جمهوری اسلامی از قول آقای صادق زاده نوشته است: «عده ای به خود اجازه می دهند کارخانه ای با اين عظمت را به مبلغ ۶۴ ميليارد تومان و در نهايت به دليل اعتراضات شديد به مبلغ ۲۲۰ ميليارد تومان به فروش برسانند درحالی که اين رقم حتی قيمت زمين خالی آن نيست، چه برسد به کارخانه ای با امکانات و تجهيزات و خطوط توليد و انبارها و ورزشگاه و ...»

خريدار کيست؟
 
به نوشته روزنامه های اقتصادی چاپ تهران، شرکت سرمايه گذاری «مهر اقتصاد ايرانيان» يک بنگاه اقتصادی نوظهور است که در ماه های اخير در بسياری از معاملات مربوط با «خصوصی سازی» حضور فعال داشته است.

به بيان ديگر اين نخستين بار نيست که اين شرکت اقتصادی، با قدرتی که به نوشته وب سايت «خبرگزاری اقتصادی ايران»، سرمايه داران نمی توانند با آن رقابت کنند، پا در سازمان بورس گذاشته و عمده سهام يک کارخانه دولتی را از آن خود می کند.

با جست و جويی در لابه لای خبرهای روزانه سازمان بورس در مطبوعات پايتخت، تا امروز می توان رد دست کم سه خريد عمده اين شرکت را طی سه ماه اخير پيدا کرد:

  • خريد ۵ درصد سهام فولاد مبارکه به ارزش ۳۰۸ ميليارد تومان
  • خريد ۲۰ درصد سهام آلومينيوم ايران (ايرالکو) به ارزش ۴۵ ميليارد تومان
  • خريد ۴۲.۵  درصد سهام  کارخانه تراکتورسازی تبريز به ارزش ۱۷۷ميليارد تومان

ابعاد اين خريدهای ميلياردی زمانی بيشتر جلب نظر کرد که رسانه های داخلی خبر دادند شرکت «مهر اقتصاد ايران» يکی از شش شرکت سرمايه گذاری است که موسسه مالی اعتباری مهر آن را راه اندازی کرده است.

اين موسسه مالی – اعتباری که نزديک به ۱۵ سال با نام «صندوق قرض الحسنه بسيجيان» فعاليت می کرد، کارکردی شبيه به يک بانک سرمايه گذاری دارد که به نوشته برخی رسانه های غير رسمی چون سايت «تابناک»، هفت ميليون نفر از سراسر ايران به آن پول سپرده اند.

اين موسسه در آگهی های تجاری خود در وب سايت خود مدعی است که «بالاترين سود سپرده سرمايه گذاری را در نظام بانکی کشور» به مشتريان خود می پردازد.

غير از خريدهای اخير شرکت «مهر اقتصاد ايرانيان»، آن گونه که روزنامه دنيای اقتصاد خبر داده، این شرکت در برخی از شرکت ها سهام مديريتی دارد.

بنا به اين گزارش، موسسه «مهر اقتصاد ايران» با در اختيار داشتن ۳۳ درصد تکنوتار، هشت درصد توس گستر،  چهار درصد مالی و اعتباری سينا، چهار درصد لوله سديد، ۱۱ درصد توسعه صنعتی و برخی ديگر از شرکت ها و موسسات در حال تبديل به يکی از بزرگترين شرکت های مالی و اقتصادی ايران است.

بنيادهای خودی و شبه دولت نظامی

در سال ۱۳۷۳ خورشيدی، قانونی در ايران تصويب شد که بر اساس آن، قوای نظامی اجازه يافتند تا در پروژه های عمرانی دولت سهيم شوند و اجرای آن را به عهده گيرند.

موافقان اين طرح پيش از هر چيز بر «توانايی» سپاه پاسداران انقلاب اسلامی اشاره می کردند که به گفته آنها در زمان جنگ نصيب اين سازمان عظيم نظامی شده بود.

موسسه «مهر اقتصاد ايران» با در اختيار داشتن ۳۳ درصد تکنوتار، هشت درصد توس گستر،  چهار درصد مالی و اعتباری سينا، چهار درصد لوله سديد، ۱۱ درصد توسعه صنعتی و برخی ديگر از شرکت ها و موسسات در حال تبديل به يکی از بزرگترين شرکت های مالی و اقتصادی ايران است.

آن سال ها، همزمان بود با زمان راه افتادن بنيادهای تعاون گوناگون توسط نظاميان در بخش های مختلف ارتش، سپاه و نيروی انتظامی. بنياد تعاون سپاه، بنياد تعاون بسيج، بنياد تعاون ناجا و بنياد تعاون ارتش، عمدتا با اهدافی چون کمک به کارکنان خود راه اندازی شدند.

اين بنيادها که به شکلی غيرطبيعی از دسترس خبرنگاران دور هستند، عمدتا علاقه ای به بازتاب فعاليت هايشان در رسانه ها ندارند و خبرها درباره آنها بيشتر به شايعاتی خلاصه می شوند که از طريق منابع غير رسمی منتشر می شوند.

بر اساس گزارش های همين منابع غير رسمی، اين بنيادها، با تاسيس دهها شرکت در زمينه مختلف، فعاليت اقتصادی بزرگی را در ايران آغاز کرده اند و در راس آنها بنياد تعاون سپاه با «شرکت مالی اعتباری انصار» و بنياد تعاون بسيج با «شرکت مالی اعتباری مهر» قرار گرفته اند.

در ايران، نهادهای نظامی، خصوصا سپاه پاسداران و شاخه شبه نظامی آن به نام «بسيج»، زير نظر آيت الله خامنه ای اداره می شوند و مصونيت نانوشته آنها بر کسی پنهان نيست.

در اين ميان پاره ای ناظران مسايل اقتصادی می گويند که اين نهادهای نظامی، در کنار فعاليت های اقتصادی علنی در اجرای پروژه های سودآور دولتی، عملا با نام های گوناگون و زير عناوينی چون شرکت های سرمايه گذاری «خصوصی»، در حال تصاحب کارخانه ها و مراکز اقتصادی مهم نيز هستند.

منابع غير رسمی می گويند که آنها با نام های مختلف در معاملات حاضر می شوند و عموما تلاش می کنند ريشه های اصلی شرکت هايشان فاش نشود.

شايد يکی از دلايلی که شايعات درباره اين بنگاه های اقتصادی را باور پذيرتر می کند، ديوار خبری دور فعاليت های اين نهادها است.

در اين ميان، انتشار گزارش هایی چون خبر فروش کارخانه تراکتورسازی تبريز به شرکتی که وابستگی خود را به موسسه مالی اعتباری مهر پنهان نمی کند، حساسيت های بيشتری را برمی انگيزد؛ تا آنجا که «خبرگزاری اقتصاد ايران» در انتقادی صريح، اين معامله را به کنايه «از اين جيب به آن جيب» توصيف می کند.

به اين معنا که در نهايت اين کارخانه به بخش خصوصی واگذار نشده است و تنها کنترل آن در حاکميت چند لايه ايران، از دست «قوه مجريه» خارج شده و به دست مجموعه ای افتاده است که توسط سپاه پاسداران اداره می شود. 

+ نوشته شده توسط سینا (ترک اوغلی ) در پنجشنبه 26 اردیبهشت1387 و ساعت 15:32 |

تطهیر شهریار یا تلویزیون؟

آخر این چه شیوه مصاحبه است؟ شکل گفتگوی دیشب تلویزیون با پسر شهریار که بلافاصله پس از پخش سریال و در پی انتقادات شدیداللحن دختر شهریار در هفته گذشته صورت گرفت، شبیه برنامه های اعتراف پاره ای مجرمان خاص شده بود که معمولا در یک کادر کاملا بسته جلوی دوربین قرار می گیرند و گفتگو کننده ای که از او فقط صدایش شنیده می شود و تصویر ندارد، از مصاحبه شونده سوالاتی می پرسد و او هم قهرا به تعریف و تمجید می پردازد. براستی چرا تلویزیون همچنان فکر می کند صرف این تبلیغات یکسویه لزوما نزد تماشاگر نیز همین اثر را دارد؟

در ذهن یک تماشاگر بی طرف چیزی که روشن است اختلاف نظر در میان اعضای خانواده شهریار نسبت به این برنامه هست. من به آن کاری ندارم، آنها حق دارند نظران متفاوتی نسبت به یکدیگر داشته باشند و حتی متفاوت از هم موضع بگیرند. روی سخن من در اینجا اصلا با خانواده شهریار نیست بلکه انتقادم از بدسلیقگی دست اندرکاران ضبط و پخش شتابزده برنامه گفتگوی دیشب است که ظاهرا هدفشان خنثی کردن انتقادات هفته پیش مواضع دختر شهریار و نیز کارگردان مجموعه درباره سانسور 50 دقیقه ای قسمت گذشته سریال بود ولی با پخش گفتگو گونه دیشب نه تنها چنین نشد بلکه حالا احتمالا آثار منفی دیگری نیز در ذهن مخاطبان برجای مانده است.

دست اندرکاران برنامه دیشب اگر کمی -فقط کمی- بازتر می اندیشیدند و بر اساس اصول کار رسانه عمل می کردند علی القاعده باید نظرات کمال تبریزی و دختر شهریار را نیز انعکاس می دادند. که طبق روال پیشین گویی انتظاری بی مورد است و از قدیم هم گفته اند ترک عادت موجب مرض است.

+ نوشته شده توسط سینا (ترک اوغلی ) در شنبه 21 اردیبهشت1387 و ساعت 23:6 |

مدير امور بين‌الملل دانشگاه علوم پزشكي تبريز:

دانشگاه علوم پزشكي تبريز با دانشگاه ايروان خواهرخوانده مي‌شود

خبرگزاري فارس : مدير امور بين‌الملل دانشگاه علوم پزشكي تبريز گفت: دانشگاه علوم پزشكي تبريز با دانشگاه علوم پزشكي ايروان ارمنستان خواهر خوانده مي‌شوند.


امير افشين خاكي امروز در گفتگو با خبرنگار فارس در تبريز افزود: هيئت بلند مرتبه‌اي از پزشكان و مقامات وزارت علوم و بهداشت كشور ارمنستان با سفر به تبريز زمينه‌هاي خواهر خواندگي اين دو دانشگاه را بررسي مي‌كنند.
وي ادامه داد: در اين سفر دو روزه، معاون وزير علوم و بهداشت ارمنستان نيز اين هيئت را همراهي خواهند كرد.
وي با اشاره به اينكه دانشگاه علوم پزشكي تبريز با قرار گرفتن در شمالغرب كشور موقعيت استراتژيك ويژه‌اي دارد، افزود: زمينه‌سازي براي ارتقاي ارتباطات بين‌المللي بين دانشگاه و ساير مراكز علمي جهان يكي از اهداف اصلي اين سفر است.
خاكي سفر اين هيئت بلند مرتبه را در راستاي ايجاد ارتباط با كشورهاي همسايه كشورمان دانست و افزود: دانشگاه علوم پزشكي تبريز براي نخستيب بار در كشور قصد دارد، نمايندگي اين دانشگاه در ساير كشورها را ايجاد كند تا گامي به سوي بين المللي شدن اين دانشگاه باشد.
خاكي اضافه كرد: زمينه هاي لازم براي ايجاد نمايندگي در كشورهاي ارمنستان، عراق، جمهوري نخجوان و تركيه ايجاد شده است كه اميد واريم به زودي شاهد راه اندازي اين نمايندگي‌ها باشيم.
وي ادامه داد: با استمرار روند كنوني به زودي شاهد خواهيم بود كه دانشگاه علوم پزشكي تبريز به يك دانشگاه بين‌المللي تبديل شود.
خاكي خاطرنشان كرد: اين دانشگاه در راستاي ارتقاي ارتباطات بين‌المللي خود با دانشگاه‌هاي متعدد خارجي از جمله كينس كالج، ماساچوست، نيويورك، اربيل عراق، قبرس و دانشگاه استانبول ارتباط علمي و آموزشي دارد.
وي در پايان تاكيد كرد: با افزايش ارتباطات بين‌المللي و همكاري‌ها در راستاي توليد و انتقال علم، اين امر با شتاب بيشتري صورت مي‌گيرد.

+ نوشته شده توسط سینا (ترک اوغلی ) در جمعه 20 اردیبهشت1387 و ساعت 14:58 |
به گفته محمود کلانکی، مدیرعامل شرکت آزاد راه زنجان ـ تبریز، این آزاد راه به طول 289 کیلومتر در اوایل سال 89 به بهره‌برداری خواهد رسید. محمود کلانکی در گفت‌وگو با خبرنگار راه خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا)، درباره‌ی آخرین وضعیت احداث آزاد راه زنجان ـ تبریز اظهار کرد: فاز اول این آزادراه به طول 85 کیلومتر از زنجان تا سرچم در سال 83 به بهره‌برداری رسید. وی افزود: فاز دوم از سرچم تا بستان‌آباد به طول 150 کیلومتر در سال 85 به شکل آزمایشی آماده و زیر عبور قرار گرفت و در حال حاضر روکش آسفالت سه قطعه آن باقی مانده است که بزودی به پایان و این فاز به مرحله‌ی بهره‌برداری می‌رسد. کلانکی با اشاره به اینکه فاز سوم از بستان آباد تا تبریز نیز در دست ساخت است، پیش‌بینی کرد تا اوایل سال 89 این فاز نیز به پایان برسد و آزادراه زنجان ـ تبریز به طول کامل بهره‌برداری شود.
+ نوشته شده توسط سینا (ترک اوغلی ) در جمعه 20 اردیبهشت1387 و ساعت 14:51 |

 ورزش صبحگاهی قربانی سیاست بازی !!!!!!!!!!!!!!!

آزاد تبریز- بنا به اخبار خبرگزارى فارس، دعوت به ورزش صبحگاهی از سوى اداره کل تربیت بدنی استان آذربایجان شرقی بعمل آمده بود و در مصاحبه اى که این خبرگزارى با مدیرکل تربیت بدنی آذربایجان شرقى بعمل آورده با کمال تعجب هیچ سخنى از خلیج فارس و یاد و خاطره مطهری و روز معلم نیست و مرکز بحث تنها ورزش است:

http://www.farsnews.net/newstext.php?nn=8702130408

و همانگونه که در یکى دو تا از عکس هاى این خبرگزارى دیده مى شود و پلاکارد دعوت به راه پیمایى صبحگاهى را در اندازه بزرگ نشان مى دهد سخنى از خلیج فارس نیست:

http://media.farsnews.com/Media/8702/ImageReports/8702130337/6_8702130337_L600.jpg

http://media.farsnews.com/Media/8702/ImageReports/8702130337/16_8702130337_L600.jpg

اگر نظرى به تمام ١٩ عکس خبرگزارى فارس از این واقعه بیندازید و کمى هم با دقت آنهارا بنگرید، با آشکارى تمام مى توان دید که این٢٠٠ هزار نفر هیچکدام هیچ پلاکاردى در دست ندارند غیر از آن چند جوان با مقواهاى سفید که در اکثر عکس ها دیده مى شوند و دوربین هم همه بسوى آن ها نشانه رفته اند. آیا شما در این عکس پلاکاردى مى بینید:

http://media.farsnews.com/Media/8702/ImageReports/8702130337/28_8702130337_L600.jpg

با کمال تاسف خبرگزارى فارس حتى با یک نفر از این دویست هزار نفر مصاحبه اى نکرده و هدف از حضورشان را جویا نشده است. همانگونه که از تى شرت این خانم و بچه اش دیده مى شود مردم آمده اند در یک صبح جمعه ورزش کنند و حقه بازان آمده اند ماهى بگیرند:

http://media.farsnews.com/Media/8702/ImageReports/8702130337/9_8702130337_L600.jpg

ماهیگیر پاکمهر هم قلابش را انداخته و با روش های تهوع آور بگمان خودش ماهى هاى چاق و چله گرفته و آنها را سریعا به خبرگزارى ها و سایت ها فرستاده و آنها هم به رسم معمول عصر اینترنت ماهى ها را دربازار فروش عرضه کرده اند بدون اینکه صحت و سقم آن را بررسى کنند. با کمال تعجب آقاى ماهیگیر پر از مهر هم زحمتى بخودش نداده تا با یک و یا دو نفر از مردم مصاحبه کند و آن ها را بى کم و کاست عرضه کند. عکس هایى که حرف نمى زنند و قابل تفسیر هستند طعمه هاى خوبى براى فریب من_ بیننده مى باشند که وقت زیادى ندارد تا در جزییات اخبار تامل کند.

جالب است که پاکمهر معلوم الحال بر خلاف خبرگزارى فارس هیچ اشاره اى به مطهرى و روز معلم نمى کند. حالا کسى نیست از آقاى پاکمهر بپرسد مگر چه شده است که اداره تربیت بدنى دعوت به تظاهراتى سیاسى کرده اما در دعوتنامه هیچگونه اشاره اى به موضوع اصلى که خلیج فارس باشد نکرده؟!

حالا ما مانده ایم با تعدادى عکس و سطورى پر از جعل و دروغ و ریا از زبان فرد ریاکارى که خود را خبر نگار مى داند و آن یکى که خود را خبر گزارى مى نامد. یکى ترک است و آن یکى فارس. در یک چیز اما شریکند و آن دروغگویى است. maralan.tabriz@gmail.com


http://www.radiofarda.com/Article/2008/05/03/F5_persian_gulf_tabriz.html

در گالری عکسی هم که از مراسم منتشر شده، هیچ پلاکاردی در دفاع از نام خلیج فارس در عکس هایی که از جمعیت نشان داده شده وجود ندارد، جز در دست چند نفر که کاملا جدا از جمعیت ایستاده اند و به نظر می رسد فقط می خواستند عکسی بگیرند تا خود را بخشی از جمعیت نشان دهند؟! اما حقیقت چه بوده است:

در تبریز به دعوت "اداره کل تربیت بدنی استان آذربایجان شرقی"، مراسم پیاده روی جهت ترویج ورزش صبحگاهی برپا شده بود که تبریزی ها با روی گشاده در آن شرکت کرده اند. این خبر توسط آقای پیمان پاکمهر (و به تبع آن خبرگزاری فارس) که سابقه ای طولانی در تحریف اخبار آذربایجان بویژه در حوادث خرداد ماه 1385 دارد، بعنوان دفاع از خلیج فارس جعل شده است.

تاسف آور اینکه آقای پیمان پاکمهر معمولا در میزگردهایی رادیوهای خارجی بعنوان خبرنگار تبریزی شرکت می کند. حالا آقای پاکمهر در قبال این دروغ 200 هزار نفری خود چه توضیحی خواهد داد؟!

در اطلاعیه ای که جهت فراخوان به راهپیمایی در سایت رسمی "اداره کل تربیت بدنی استان آذربایجان شرقی" قرار داده شده و در شهر هم تبلیغ شده بود هیچ اشاره ای به خلیج فارس وجود ندارد! البته من خلیج فارس را نام رسمی و بین المللی این خلیج می دانم و خواستار رعایت آن هستیم ولی دروغ گویی و سوء استفاده از مسابقه پیاده روی عمومی مردم به نفع یک جریان سیاسی، بسیار مذموم است.

در این فراخوان می خوانیم:

http://e-a-sport.ir/includes/gallery3.aspx?picadr=http://e-a-sport.ir/uploads/1_2115.jpg

اولین همایش بزرگ پیاده روی خانوادگی و همگانی تبریز

13 اردیبهشت 1387/ ساعت 8 صبح/ از ابتدای مسیر ائل گلی

به شرکت کنندگان در همایش به قید قرعه، جوایز نفیسی اهدا خواهد شد.

اما آن گروه سیاسی که از این پیاده روی همگانی و غیر سیاسی مردم تبریز، سوء استفاده کثیفی کرده است همان "جنبش آذربایجان برای یکپارچگی و دمکراسی در ایران" است که در ایران گلوبال نیز بیانیه شان منتشر شد! در سایت "جنبش (حالا معلوم می شود، قلابی!) آذربایجان" که توسط سلطنت طلبها راه انداخته شده، دعوت به تظاهرات در دفاع از خلیج فارس را ببینید:

http://iranazar.net/seite21.html

""جنبش آذربایجان برای یکپارچگی و دمکراسی در ایران" از کلیه شهروندان تبریزی می خواهد روز جمعه سیزدهم اردیبهشت ماه ، روز ملی خلیج فارس ، در شهر تبریز هم آورد ملی و دفاع از یکپارچگی کشور عزیز و تمدن ساز خود ایران برپا دارند..."

اما سند دیگر برای ارتباط سایت پیمان پاکمهر "تبریز نیوز" را در بخش اخبار آذربایجان سایت جنبش ببینید:

http://iranazar.net/seite5.html

بعد از ماجرای جعل امضای آقای بهروز وثوقی (1)، این دومین سند متقلب بودن این حرکت است که ارتباط آن نه تنها با عنصری بدنام به نام پیمان پاکمهر کاملا روشن است، بلکه همکاری و همراهی آنها با سلطنت طلبان از یک طرف و خبرگزاری های جمهوری اسلامی مثل خبرگزاری فارس، از طرف دیگر هم غیر قابل انکار است.

(1): http://www.iranglobal.info/I-G.php?mid=2&news-id=45995&nid=haupt

 

+ نوشته شده توسط سینا (ترک اوغلی ) در دوشنبه 16 اردیبهشت1387 و ساعت 12:37 |

فرماندار تبریز با انتقال بازی های تراختور به باغشمال مخالفت کرد خدا حافظ لیگ برتر
در نشست کمیته ورزش شورای تامین شهرستان تبریز ُ محمدعلی ذبیحیان فرماندار تبریز با درخواست مدیرعامل باشگاه تراختور مبنی بر انتقال مسابقات این تیم از زمین اختصاصی به باغشمال

مخالفت کرد.

در این نشست تصمصم گرفته شده است به دلیل ازدحام جمعیت و احتمال برگزاری تظاهرات در آستانه سالگرد قیام تاریخی اول خرداد آذربایجان برگزاری دیدارهای تیم محبوب آذربایجان در باغشمال به هیچ عنوان انجام نشود.

این درحالی است که مدیرعامل تراختور تلاش های زیادی برای انتقال بازی تراختور با استیل آذین به باغشمال انجام می دهد.

 

+ نوشته شده توسط سینا (ترک اوغلی ) در یکشنبه 8 اردیبهشت1387 و ساعت 21:29 |
1. تبریز مهد صنعت چاپ در ایران
مؤلف: صمد سرداری نیا
ناشر: صمد سرداری نیا - 1384
2. قره‌باغ در گذرگاه تاریخ
مؤلف: صمد سرداری نیا
ناشر: ندای شمس - 1384
3. سیری در تاریخ آذربایجان
مؤلف: صمد سرداری نیا
ناشر: اختر - 1386
4. تبریز شهر اولین ها
مؤلف: صمد سرداری نیا
ناشر: کانون فرهنگ و هنر آذربایجان - 1381
5. قتل عام مسلمانان در دو سوی ارس
مؤلف: صمد سرداری نیا
ناشر: اختر - 1385
6. دارالفنون تبریز، دومین مرکز آموزش عالی ایران
مؤلف: صمد سرداری نیا
ناشر: ندای شمس - 1382

7. باکو شهر نفت و موسیقی
مؤلف: مناف سلیمانوف، مترجم: صمد سرداری نیا
ناشر: اختر - 1385
8. جنگ قره‌باغ
مؤلف: ضیاءالدین سلطانوف، مترجم: صمد سرداری نیا
ناشر: هاشمی سودمند - 1384
9. مشاهیر آذربایجان
مؤلف: صمد سرداری نیا
ناشر: انتشارات شایسته تبریز - 1379

10. نقش‌ مرکز غیبی‌ تبریز در انقلاب‌ مشروط‌یت‌ ایران
مؤلف: صمد سرداری نیا
ناشر: انتشارات تلاش تبریز - 1363
————————-
علی‌ مسیو: رهبر مرکز غیبی‌ تبریز
مؤلف: صمد سرداری نیا
ناشر: انتشارات دنیا - 1359

11. باقرخان‌ سالار ملی
مؤلف: صمد سرداری نیا
ناشر: ایرانیان - 1369

12. ملانصرالدین در تبریز
مؤلف: صمد سرداری نیا
ناشر: اختر تبریز - ؟

13. تاریخچۀ تئاتر آذربایجان
مؤلف: صمد سرداری نیا
ناشر: ؟ - ؟

14. تاریخ روزنامه و مجله‌های آذربایجان
مؤلف: صمد سرداری نیا
ناشر: ؟ - ؟

15. ایروان یک ولایت مسلمان نشین بود
مؤلف: صمد سرداری نیا
ناشر: ؟ - ؟

+ نوشته شده توسط سینا (ترک اوغلی ) در جمعه 23 فروردین1387 و ساعت 22:52 |


"استاد دکتر صمد سرداری نیاعصر امروز در منزلش در تبریز درگذشت.
استاد سرداری نیا نویسنده کتابهای متعدد و مقالات مختلف می باشند. از جمله آثار وی می توان به کتابهای ذیل اشاره کرد:

آذربایجان در عصر مشروطیت، مشاهیر آذربایجان، ایروان یک ولایت مسلمان نشین بود، تبریز شهر اولین ها، کشتار مسلمانان در دو سوی رود ارس…"

 

این هم نقل خبر از یک منبع دیگر:

"دکتر صمد سرداری نیا مورخ، پژوهشگر و نویسنده توانای آذربایجانی در سال 1319 در تبریز به دنیا آمد. تحصیلات ابتدایی و متوسطه خود را در این شهر به پایان رساند و سپس موفق به اخذ دو مدرک کارشناسی تاریخ و حقوق از دانشگاه تبریز گردید. وی پس از مدتی کار تدریس، در سازمان صدا وسیمای تهران و تبریز به فعالیت پرداخت و در همان جا نیز بازنشسته شد. پس از انقلاب سال 1357 در مطبوعات تورکی و فارسی زبان ایران به ارائه مقالات علمی در زمینه تاریخ معاصر آذربایجان پرداخت و از همان آغاز انتشار مجله وارلیق به عنوان یکی از اعضای اصلی هیئت تحریریه فعالیت علمی–فرهنگی خود را ادامه داد. کمتر شماره ای از مجله وارلیق میتوان یافت که مقاله ای از صمد سرداری نیا در آن درج نشده باشد.

وی در مقالات و کتابهای خود ابعاد و مراحل مختلف تاریخ معاصر آذربایجان را با نثری روان و زیبا به رشته تحریر درآورد و از وارلیق و سایر مطبوعات تورکی زبان به عنوان تریبونی برای دفاع از حقوق پایمال شده ملت آذربایجان و ... استفاده می نمود. سرداری نیا در سالهای اخیر سعی داشت تا حقایق قره باغ، مسلمان و تورک نشین بودن ایروان در گذشته نه چندان دور و همچنین نام تاریخی آذربایجان و شمول این نام بر هر دو سوی رود ارس در طول تاریخ را به اطلاع خوانندگان خود و البته به گوش منکران آن برساند.

وی با توجه به خدمات علمی و فرهنگی خود موفق به دریافت دکترای افتخاری از "دانشگاه آذربایجان" جمهوری آذربایجان گردید. وی که با دختر مرحوم پیر هاشمی، محقق و نویسنده برجسته ازدواج نموده بود، دارای یک فرزند دختر و یک فرزند پسر می باشد.  صمد سرداری نیا آثار زیادی از خود به یادگار گذاشت که می توان به این کتابها اشاره نمود: قره باغ، جنگ قره باغ، قتل عام مسلمانان در دوسوی ارس، باکو شهر نفت و موسیقی، مشاهیر آذربایجان، ملانصرالدین در تبریز، باقرخان سالار ملی، تاریخ روزنامه ها و مجلات آذربایجان، آذربایجان پیشگام جامعه مدنی، تبریز شهر اولین ها، آذربایجان مهد صنعت چاپ در ایران،...در برابر عظمت اندیشه و روح پرفتوح استاد دکتر صمد سرداری نیا تعظیم می کنیم. روحش شاد، یادش جاودان باد."

+ نوشته شده توسط سینا (ترک اوغلی ) در جمعه 23 فروردین1387 و ساعت 22:35 |





Powered by WebGozar