نگاهی گذرا به موسیقی آذربایجانشرقی
کنفسیوس ، فیلسوف شهیر چینی جمله ای بدین مضمون دارد که : اگر می خواهی از سرنوشت ملتی با خبر شوی ، موسیقی آن ملت را گوش بده ، بنابر این فرهنگ موسیقی هر ملتی را می توان یکی از شاخه های بسیار مهم فرهنگ آن ملت محسوب کرد چرا که موسیقی هر قوم و ملتی نشأت گرفته از فرهنگ آن قوم است که ریشه در آداب و سنن ، باورها ، اعتقادات و شرایط جغرافیایی و اقلیمی آن منطقه دارد . سرزمین پر گهر ایران به بلندای تاریخ و به تعداد اقوام مختلف ایرانی ، موسیقی های خاص خودش را داراست و به عنوان بخش جدایی ناپذیر فرهنگ ایرانی محسوب می شوند که ریشه در اصالتهای معنوی و ملی اقوام مختلف ایرانی ، مطابق با نیاز های روحی و روانی متاثر از شرایط اقلیمی دارد و اگر تفاوتهايی مشاهده می شود ، تمامی این گونه ها و به عبارت امروزی ، واریاسونهای مختلف از یک آهنگ واحدند، چرا که تمامی اینها از هنر بی همتای خالق یکتا سرچشمه می گیرند.
سرزمین باستانی آذربایجان به علت شرایط جغرافیایی کوهستانی و ساختار اجتماعی یکی از پر تحرکترین نقاط در تاریخ جهان به شمار می رود .و به همان نسبت از موسیقی پر تحرک برخوردار است . این موسیقی پر تحرک هرچند به ظاهر شاد و ریتمیک است اما در تند ترین آهنگهای آذربایجانی مانند لزگی ، قایتاغی و ... مایه غم به خوبی احساس می شود . به عبارتی دیگر در همه قسمتهای موسیقی آذربایجان ، هاله ای از غم و اندوه پنهانی نهفته است .
موسیقی آذربایجان شامل موسیقی دستگاهی مر تبط با ردیف سنتی و موسیقی عاشیقی است . هفت دستگاه شور ، چهارگاه ، سه گاه زابل ، ماهور ، راست پنجگاه ، بیات شیراز (بیات شیراز و اصفهان ) نوا و مقام های مستقلی مانند قطار ،موسیقی مقامی آذربایجان را تشکیل می دهد .
نوع دیگر موسیقی رایج در آذربایجان، موسیقی عاشیقی است . بنا به منابع مکتوب عاشیقها بازمانده "اوزانها" (ozan) نخستین گروه مردمی نوازندگان محلی در این سرزمین بودند که با "قوپوز" ( ساز عاشقی ) آنها را بازگو می کردند و تا زمانی که قوپوز را به سینه می فشردند ، راویان مصیبت مردم به شمار می رفتند و از حمله خیره سران مصون بودند . عاشیقها پس از اوزانها ، نشانگر موسیقی فولکلور آذربایجان گردیدند و راوی فرهنگ و رسالتی ویژه اند که از هنرمندان مردمی به شمار می روند از برخی روایات کتبی و شفاهی این طور استنباط می شود که تاریخ مدون و مشخص موسیقی عاشقی از اواخر قرن نهم هجری یعنی زمان شاه اسماعیل صفوی آغاز شده است . نغمات عاشیقی که در گذشته های دور ظاهرا "بوی" (boy) نام داشته امروز به "هاوا" معروف شده است . این نغمات ستونهای اصلی موسیقی عاشیقی آذربایجان را تشکیل می دهند . تعداد آهنگها ( هاوا ها ) عاشیقی را 72 می دانند اما در یکی از همایشهای سالانه که در سال 1980 در باکو تشکیل شد حدود 80 هاوا را از میان 300 آهنگ رایج میان عاشیق های مختلف استخراج و مدون کرده اند . امروزه موسیقی عاشیقی آذربایجان شرقی توسط ساز عاشیقی ( قوپوز ) به همراهی بالابان و قاوال اجرامیشود. کما اینکه در گذشته های نه چندان دور رد پایی از این دو ساز ( بالابان و قاوال ) در موسیقی عاشیقی دیده نمی شود . بطوري كه امروزه عاشيق هاي آْذربايجان غربي كماكان، اصالت موسيقي عاشقي خود را در نوازندگي حفظ كرده اند.
عنوان دستگاه و مقام در موسیقی عاشیقی رایج نیست و به جای آنها از نام چند هاوای شاخص در کوک استفاده می شود . مانند "دیلغم کوک لری" یا "روحانی کوک لری" که به ترتیب در پرده های شبیه سه گاه و ماهور است .
کوتاه سخن اینکه ، موسیقی سنتی آذربایجان شرقی بازتاب مهمترین وجوه و جوانب زندگی مردم است . غم ، شادی ، هجران ، وصال ، موفقیتها و شکستها همه و همه در گنجینه موسیقی این سرزمین متجلی است . ترانه های ساخته شده در آذربایجان از اصالت ویژه ای برخوردارند ، چنانکه یا از نهادهای تاریخی بهره مندند ( اسطوره ها و قهرمانان محلی ) و یا سرودی از یک محل یا چشم انداز طبیعت می باشند . مانند قیز قالاسی .
هم اکنون در بسیاری از روستا ها و شهر های آذربایجان ، آیین نوروز خوانی متداول است . نوروز خوانها با در دست داشتن عروسک به خواندن تصنیفهای بهاری و نوروز می پردازند . به اعتقاد بسیاری از محققین و پژوهشگران موسیقی آذربایجان به پنج بخش عمده زیر تقسیم می شود:
1- عاشیقها 2- ترانه های ملی و مقام ( خلق ماهنی لاری و موغاملار ) 3- موسیقی عزا و مذهبی
4- موسیقی کار و تلاش روزانه ( امک ماهنیلاری) 5- موسیقی عروسی و رقص های مربوطه ( توی موسیقی سی )
یکی از مشخصات بارز موسیقی آذربایجان بدیهه گویی و بدیهه نوازی است که به اجرا کننده موسیقی اجازه می دهد نیروی فانتزی و قوه خیال خویش را به کار انداخته و با رعایت کامل اصول موسیقی فی البداهه به نغمه سرایی بپردازد .
موسیقی عزا و مذهبی ( اوخشاما ها ) اغلب در قالب بایاتی ( دو بیتی بومی ادبیات شفاهی آذربایجان ) سروده شده اند . موسیقی کار و تلاش روزانه نیز غالبا بدون نواختن موزیک و گاهی اوقات در صورت ریتمیک بودن آن با دست زدن اطرافیان اجرا می شود که اغلب در مراسم سمنو ، مهمانی های عصرانه ، شخم زدن زمین ، هنگام بافتن فرش و .... اجرا می شود . مادران هنگام خوابانیدن نوزادشان با نوای شیرین و لطیف مادرانه روی دستگاه های شور ، دشتی و گاهی سه گاه بایاتی مخصوص ( لالایی ها ) را ترنم می کنند . آهنگهای عروسی از شور و حال خاصی برخوردار است . شنیدن موسیقی آذربایجان و اجرای عاشیقها یکی از مهمترین و اساسی ترین جاذبه های فرهنگی به شمار می رود و درسراسر آذربایجان شرقی کمتر منطقه ای را می توان یافت که جشنها و مراسم هایشان بدون موسیقی انجام شود. منبع :/حوزه هنری آذربایجان/
