تبليغاتX
آذربایجان
    نابودي علايم حيات‌ در درياچه اروميه‌ " نابودی دریاچه ارومیه خیلی نزدیک است

براساس بررسي‌هاي انجام شده از سوي كارشناسان، درياچه اروميه رو به نابودي است و شايد حتي زودتر از آنچه پيش از اين برآورد شده بود، اين درياچه نابود شود. در نتيجه پسروي آب درياچه، وسعت آن به ميزان قابل توجهي كاهش يافته و برخي قسمت‌هاي جنوبي درياچه غيرقابل دسترسي و تبديل به نمكزار شده است كه اين پديده مي‌تواند فجايع زيست‌محيطي بسيار زيادي را همراه داشته باشد كه يكي از آنها به جاي ماندن روستاهاي خالي از سكنه در شرق اين درياچه است.

ين در حالي است كه وزش بادهاي نمكي نيز تهديدي جدي براي مزارع اطراف است كه مي‌تواند كشاورزي در نواحي اطراف را با موانع بسيار زيادي مواجه كند.

با توجه به اين كه در دنيا تغيير شرايط آب و هوايي و خشكسالي ناشي از آن به عنوان يك مشكل جدي مطرح شده است، شايد بتوان گفت هرگونه تصميم اتخاذ شده براي مديريت منابع آب در سطح كشور و بويژه اين منطقه رويكرد زيست‌محيطي نخواهد داشت و بنابراين نجات درياچه اروميه موضوعي است كه نمي‌توان در شرايط كنوني به آن اميدوار بود.

درياچه اروميه در شمال غربي ايران و ميان 2‌‌استان آذربايجان شرقي و آذربايجان غربي قرار گرفته است. اين درياچه بزرگ‌ترين درياچه داخلي ايران است كه به عنوان دومين درياچه آب شور دنيا شناخته شده است.

حوضه آبريز اين درياچه يكي از كانون‌هاي ارزشمند كشاورزي و دامپروري در كشور به شمار مي‌آيد. وسعت آن به طور متوسط 500 هزار هكتار است كه در فصول مختلف سال و همچنين سال‌هاي مختلف متغير خواهد بود.

به طور طبيعي، در فصول گرم سال به علت افزايش تبخير آب از سطح درياچه وسعت آن كاهش و در فصول سرد سال افزايش خواهد يافت. به گفته مهندس مسعود باقرزاده كريمي، كارشناس مسوول تالاب‌ها در سازمان محيط زيست در سال‌هاي اخير به علت پديده خشكسالي و كمبود آب 120 هزار هكتار از وسعت درياچه كاسته شده كه نشان دهنده 25 درصد كاهش وسعت درياچه و خشكي بيش از حد درياچه است كه از علايم زيست‌محيطي هشداردهنده محسوب مي‌شود.

سال 1379 پيش‌بيني شده بود كه تا 20 سال آينده با توجه به شرايط حاكم بر منطقه اين درياچه از بين خواهد رفت. در آن زمان موضوع خشكسالي مطرح نبود و كارشناسان با توجه به يك روند طبيعي از بين رفتن علايم حياتي در اين منطقه را پيش بيني كرده بودند.

از اين مدت زمان پيش‌بيني شده تاكنون 8 سال گذشته است. اما با توجه به شرايط كنوني و خشكسالي‌هاي اخير شايد زودتر از آنچه براساس بررسي‌هاي آماري برآورد شده بود، شاهد نابودي اين زيستگاه باشيم كه از سوي سازمان يونسكو به عنوان اندوخته طبيعي جهان به ثبت رسيده است.

اگرچه نامشخص بودن رفتارهاي طبيعي، پيش‌بيني درباره طبيعت را با محدوديت‌هايي مواجه مي‌كند؛ اما از آنجا كه رفتار مديريتي در عرصه منابع طبيعي قابل تشخيص و ارزيابي است، بسياري از اين محدوديت‌ها از ميان برداشته خواهد شد.

موجودات زنده‌اي كه در خطرند

درياچه اروميه داراي 102 جزيره بزرگ و كوچك است كه از ميان اين جزاير، جزيره‌هاي كبودان، اسپير، اشك و چند جزيره بزرگ ديگر علاوه بر جوجه‌آوري، به عنوان مكان امن و مناسبي براي حفظ گونه در حال انقراض گوزن زرد ايراني و پرنده‌هاي مهاجر از اهميت ويژه‌اي برخوردار هستند.

به گفته باقرزاده كريمي، جزاير 9 گانه درياچه اروميه براي جوجه‌آوري فلامينگوها و پليكان‌ها بسيار مهم هستند و ويژگي اين درياچه نقش بسيار مهمي در چرخه زندگي پرندگان مهاجر دارد. از آنجا كه در جنوب درياچه اروميه درياچه‌هاي آب شيرين فراواني وجود دارد، پرنده‌ها براي تامين غذا و آب مورد نياز خود به جنوب درياچه رفتند و براي جوجه‌آوري به اين جزاير بازمي‌گردند.

به علت خشك شدن و پس‌روي آب درياچه، امروزه اين جزاير 9 گانه به هم متصل شده و منطقه خشك يكپارچه و واحدي را به وجود آورده‌اند كه تهديدي براي زندگي موجودات ساكن اين جزاير خواهد بود. براي نمونه، گوزن‌ها مي‌توانند به آساني در جزاير بزرگ متصل به هم در رفت و آمد باشند.

در حالي كه برخي از اين جزاير براي زندگي آنها مناسب نبوده و نمي‌تواند نيازهاي اوليه آنها را تامين كند. منظور از نابودي و مرگ درياچه اروميه نيز همين نابودي علايم حياتي موجودات ساكن در اين درياچه است. امسال در اين درياچه پرنده‌اي تخمگذاري نخواهد كرد. متوسط شوري اين درياچه در بلندمدت حدود 200 گرم در ليتر بوده است.

اما متاسفانه در حال حاضر شوري به فوق اشباع رسيده و شوري درياچه حدود 320 گرم در ليتر برآورد شده است كه با توجه به اين موضوع مي‌توان گفت در شرايط كنوني اين درچه به درياچه‌اي كاملا شور تبديل شده است.

با توجه به اين كه در چنين شرايطي آرتميا، تنها جانور آبزي درياچه نيز نمي‌تواند تخمگذاري كند، بايد پذيرفت كه در اين درياچه ديگر هيچ گونه علايم زيستي يافت نخواهد شد.

زنگ خطري كه 8 سال پيش به صدا درآمد

به گفته باقرزاده كريمي، بحران‌هاي زيست‌محيطي در اين منطقه مديران محلي و استاني و همچنين تصميم‌گيران ارشد منابع طبيعي را بر آن داشت تا كميته تخصصي شوراي عالي آب كه متشكل از معاونان، وزرا و نمايندگان مجلس هستند، 8 جلسه اين كميته را به بحران درياچه اروميه اختصاص دهند.

اما با اين كه اين زنگ خطر از 8 سال پيش به صدا درآمده و كارشناسان اطلاع‌رساني كرده و هشدار داده‌اند، اما تصميم‌گيري مناسبي براي آن نشده است. لازم بود در سال‌هاي گذشته برنامه‌ريزي جامعي براي مديريت خشكسالي در اين حوزه انجام شود و با توجه به اين كه بيشترين مصرف آب يعني بيش از 9 درصد منابع آبي در كشاورزي منطقه از اين درياچه تامين مي‌شد، براي كشت محصولات كشاورزي در نواحي اطراف درياچه محدوديت‌هايي در نظر گرفته مي‌شد.

اما با وجود خشكسالي‌هاي چندساله، شاهد رشد اراضي بوده‌ايم و اين نشان مي‌دهد منابع آب زيرزميني بشدت مورد استفاده بي‌رويه قرار گرفته است. افت سطح آب‌هاي زيرزميني بويژه در درشت‌هاي حاشيه درياچه اروميه اثر خود را به صورت بطئي نشان داده است.

با توجه به اين موضوع بايد گفت يكي ازعوامل تاثيرگذار در كمبود منابع آب درياچه از دست رفتن آب‌هاي زيرزميني حاشيه درياچه است. وزارت نيرو نيز 4 دشت از مجموعه دشت‌هاي اطراف درياچه اروميه شامل دشت‌هاي تبريز، سلماس، شبستر و عجب‌شير را دشت ممنوعه اعلام كرده است.

تاثير خشكي درياچه بر اكوسيستم منطقه‌

به گفته باقرزاده كريمي، پيامدها و اثرات خشك‌شدن درياچه اروميه از جنبه‌هاي مختلف قابل بررسي است كه يكي از آنها تاثير اين پديده زيانبار بر تنوع زيستي و كاركردهاي اكوسيستم است. با توجه به اين‌كه اين منطقه سكونتگاه پرندگان مهاجر است و به همين دليل شهرت جهاني دارد، بنابراين خشكسالي و كاهش سطح آب درياچه در چرخه مهاجرتي پرندگان و تنوع زيستي اختلال ايجاد مي‌كند.

از سوي ديگر، چنين تغييراتي بر اراضي كشاورزي حاشيه درياچه كه مورد تهديد نمك‌هاي بادآورده از بستر درياچه قرار گرفته‌اند، نيز اثر مي‌گذارد، همچنين آب‌هاي زيرزميني به شوري گرايش پيدا مي‌كنند و در نتيجه منابع آب مناسبي براي كشاورزي وجود نخواهد داشت كه مي‌تواند وضعيت اقتصادي و اجتماعي منطقه را تحت تاثير خود قرار دهد.

اگر چه اين منطقه يكي از خوش‌‌آب‌وهواترين مناطق كشور محسوب مي‌شده است، اما وجود بادهاي نمكي باعث تغييردر اقليم و افت ميزان آسايش اقليم در منطقه شده است. علاوه بر اين گسترش فقر و بيماري‌ها نيز از ديگر پيامدهايي است كه به اشكال مختلف مانند مهاجرت‌هاي ناخواسته و بروز ناهنجاري‌هاي اجتماعي خود را نشان خواهد داد.

تسريع فرآيند خشكي‌

آرتميا جاندار بسيار ارزشمند ساكن درياچه اروميه است. براساس استانداردهاي بين‌المللي اگر شوري آب بيش از 200 گرم در ليتر باشد، امكان زنده‌ماندن آن به مراتب كاهش خواهد يافت.

با توجه به افزايش ميزان شوري آب درياچه به 320‌گرم در ليتر بعيد به نظر مي‌رسد كه اين جاندار بتواند در اين شرايط به زادآوري ادامه دهد. مركز تحقيقات آرتمياي دانشگاه اروميه اعلام كرده است تعداد سيست‌‌هاي (تخم‌هاي) آرتميا در هر ليتر آب درياچه از 25 سيست به حداكثر يك سيست در ليتر كاهش پيدا كرده است كه نشان‌دهنده نابودي اين جاندار است.

در درياچه اروميه، يك جريان چرخشي از آب نمك و رسوبات وجود دارد و جريان آب‌هاي پرنمك از رودخانه آجي‌‌چاي در شرق درياچه، رودخانه‌هاي‌‌ آب شيرين زرينه‌رود و سيمينه‌رود از جنوب شهرچاي و زوارچاي از... غرب سبب يكنواختي شوري درياچه مي‌شود.

اما ايجاد ميان‌گذر اروميه نه‌تنها جريان گردشي آب را مختل كرده و يكنواختي شوري آب را برهم زده است، بلكه با تجمع نمك و رسوبات در دو طرف ميان‌گذر، جبهه جديد خشك شدن درياچه از وسط درياچه نيز آغاز شده است كه سرعت فرآيند خشكي و كاهش سطح آب را افزايش مي‌دهد.

تدابيري كه اتخاذ نشده است‌

باقرزاده‌كريمي در پايان خاطرنشان كرد، يكي از مشكلات اصلي در زمينه منابع آب و چگونگي مديريت بر منابع آب، روش‌هاي مختلف براي استحصال و ذخيره‌سازي آب در مناطق نيمه‌خشك است كه بدترين روش سدسازي است. اين روش هم هزينه‌هاي زيادي را در بر خواهد داشت و هم اين‌كه سبب تخريب محيط‌زيست و ايجاد اختلال در اكو سيستم آبي مي‌شود كه درنتيجه به افزايش تبخير منجر مي‌شود.

علاوه بر اين روش سدسازي هنگام وقوع زلزله و سيلاب نيز از احتمال آسيب‌رساني بيشتري برخوردار است. در حالي‌كه روش‌‌هاي ديگر مانند احياي قنوات‌ بخش سيلاب، آبخوان‌داري و آبخيزداري مي‌توانند رويكردهاي پايدارتري باشند. در زمينه مديريت كشاورزي نيز مشكلاتي وجود دارد.

كشاورزي در حوزه آبخيز درياچه اروميه با راندمان كمتر از 30 درصد انجام مي‌شود و چاه‌‌هاي غيرمجاز بسيار زياد است و اين بدين‌معني است كه بر استفاده از منابع آب پايين‌دست سدها نظارتي وجود ندارد و توسعه اراضي كشاورزي بي‌رويه و خارج از توان طبيعي سرزمين است.

به نظر مي‌رسد اين مشكلات نشان‌دهنده اين است كه برنامه يكپارچه و جامعي بر نحوه نگرش مديريت اكوسيستمي بر اين حوزه حاكم نبوده و دستگاه‌هاي اجرايي اهداف بخشي خود را دنبال مي‌كنند. /فرانک فراهانی جم.ج.ج/

+ نوشته شده توسط سینا (ترک اوغلی ) در جمعه 21 تیر1387 و ساعت 23:26 |

                             ناقوس مرگ در ارومیه به صدا در آمده است

اگر تمامی رخدادهایی را كه به نام توسعه و عمران در طول دو سه دهه اخیر در پارك ملی دریاچه ارومیه به وقوع پیوسته، یك‌بار دیگر با هم مرور كنیم در می‌یابیم که ضرباهنگ حیات در دریاچه ارومیه به پایان رسیده و ناقوس مرگ به صدا در آمده است. به راستی ادامه این روند به کجا ختم می‌شود و برای جلوگیری از یك فاجعه زیست‌محیطی در شمال غرب ایران چه باید کرد؟ هر چند مشكل اصلی دریاچه ارومیه در حال حاضر کمبود آب ناشی از خشكسالی و احداث بیش از 20 سد مخزنی و انحرافی در حوزه آبریز دریاچه است اما نباید فراموش كرد كه كلنگ نابودی این دریاچه از همان زمانی به زمین خورد كه ایده ساخت جاده در داخل دریاچه یك شبه در ذهن برخی از مدیران شكل گرفت. ایده‌ای كه با وجود همه هشدار‌های كارشناسان محیط زیست و به‌رغم همه انتقادهای صورت گرفته در دهه 60، ‌سرانجام اجرایی شد و اتفاقا هر چه سیل انتقادات بیشتر می‌شد باز هم جاده‌سازی با سرعت بیشتری ادامه می‌یافت. كارشناسان محیط زیست معتقد بودند ساخت این جاده آن هم درداخل دریاچه‌ای كه دومین دریاچه آب شور جهان لقب گرفته و دارای سه عنوان مهم بین‌المللی است از ابتدای امر اشتباه بوده است و حال كه جاده ساخته می‌شود اما پر كردن دریاچه با میلیون‌ها تن خاك كه ابتدایی‌ترین و بدوی‌ترین شیوه جاده‌سازی در جهان است، یك اشتباه غیرقابل جبران است و دریاچه را برای همیشه نابود می‌كند. اما مجریان راهسازی كه گوششان بدهكار نبود، انگار قسم خورده بودند كه به هر قیمتی شده دریاچه ارومیه را دو نیم كنند تا مسیر تبریز به ارومیه كوتاه‌تر شود درحالی كه راه‌های جایگزین دیگری هم وجود داشت كه اگر اجرایی می‌شد هم كم هزینه‌تر بود و هم تدوام حیات در دریاچه ارومیه را برای مدت زمان بیشتری تضمین می‌كرد. میلیون‌ها تن خاك از كوه‌های مشرف به دریاچه برداشته و نهایتا در داخل دریاچه تخلیه شد اما جالب‌تر اینكه هر چه به مراحل نهایی احداث جاده نزدیك‌تر می‌شدیم، سر و كله مهندسان منتقد این طرح هم پیدا می‌شد كه اظهار می‌داشتند احداث چنین جاده‌ای با این روش اولیه و بدوی كاملا اشتباه بوده است. به‌نظر مهندسان مربوطه نباید برای احداث این پل خاكریزی صورت می‌گرفت، زیرا به مرور زمان آب دریاچه قسمت‌های زیرین خاكریزی را جابه‌جا كرده و باعث فرونشست جاده می‌شود و این امر باعث می‌شود تا هزینه نگهداری جاده از هزینه ساخت آن بیشتر شود. این اتفاق به مرور زمان افتاد و در جریان این امر اولین آثار منفی جاده‌سازی بر دریاچه نیز كم‌كم محرز شد. دریاچه در حال تبدیل شدن به دو تكه جدا از هم بود و جریان چرخش آب كاملا مختل شده بود. نیمه جنوبی از وضعیت نسبتا بهتری برخوردار بود اما نیمه شمالی به شدت در حال شور شدن بود و غلظت نمك در آن به تدریج بالا رفت. رفت و آمدهای مكرر و سر و صدای خودروها پرندگان مهاجر و بومی پارك ملی را كه هر ساله در دسته‌ها و گروه‌های چند صد هزار تایی به دریاچه می‌آمدند فراری داد و آرامش منطقه از بین رفت. از طرفی بعد از آنكه 14 كیلومتر از مسیرمورد نظر خاكریزی شد و جاده مرتبا فرونشست پیدا می‌كرد، ‌عملیات متوقف و جاده نیمه‌كاره رها شد. و امروز بعد از گذشت نزدیك به 20 سال عملیات ساخت پل به طول 5/1 كیلومتر برای ارتباط بین دو طرف دو جاده آغاز شده است. احداث این پل عملا مصداق بارز نوشدارو بعد از مرگ سهراب بود و درست در شرایطی كه دریاچه به پایان عمر خود نزدیك شده و در نتیچه شور شدن آب، بخش شمالی دریاچه ارومیه بخش هنگفتی از ذخایر ارزشمند آرتمیای خود را از دست داده و دیگر از جاذبه‌های توریستی و ارزش‌های حفاظتی و اكولوژیكی برخوردار نیست، ساخت پل با ده‌ها میلیارد تومان هزینه آغار شد. اما نكته جالب توجه اینكه دراین مرحله نیز باز هم قبل از اینكه گزارش ارزیابی ساخت پل، ‌در سازمان محیط زیست به تایید برسد مجری طرح عملیات اجرایی خود را آغاز كرد تا باردیگر ثابت كند كه پیروی از دستورالعمل‌ها و قوانین زیست‌محیطی هیچ‌وقت در قامت وزرات راه نبوده و نیست. متاسفانه باز هم پیشنهاد سازمان محیط زیست به وزرات راه برای نجات دریاچه ارومیه عملی نشد. سازمان محیط زیست پیشنهاد داد تا همزمان با ساخت پل در میانه دریاچه كه عملا تاثیری به حال محیط زیست ندارد، دو كانال ارتباطی در دو طرف جاده برای تبادل آب بین بخش شمال و جنوب دریاچه در زیر جاده خاكریزی شده احداث كند اما وزرات راه تا به امروز زیر بار این موضوع نرفته است. دریاچه ارومیه با میلیون‌ها سال تاریخ تكاملی و با همه ارزش‌های اكولوژیكی‌اش در حال از بین رفتن است و كارشناسان پیش‌بینی كرده‌اند تا هفت سال آینده دیگر چیزی از این دریاچه جز یك شوره‌زار به وسعت 500 هزار هكتار با 5 میلیارد تن نمك باقی نخواهد ماند كه این حجم نمك برای نابودی قطب كشاورزی ایران (آذریایجان) كافی است !‌   روزنامه کارگزاران


دیشب در اخبار گزارشی پخش شد از دریاچه ارومیه. آقای کلانتری ، مدیر کل محیط زیست استان و دکتر ناصر آق از مرکز تحقیقات آرتمیا دانشگاه ارومیه هم صحبت می کردند . اوضاع بحرانی تر از اونی است که بشه تصورش رو کرد . فقط ظرف همین یک ماه و نیم اخیر که من از ارومیه برگشتم انگار کلی دریاچه پسروی داشته است ، د رحالیکه من یکماه پیش در گزارش نوشتم ۱۲۰ هزار هکتار از دریاچه خشک شده ، اما دیشب اعلام شد تا الان ۱۵۰ هزار هکتار از دریاچه به شوره زار تبدیل شده ،

تا چشم کار می کرد همه جا نمک بود ! یک صحنه هم نشون داد که واقعا تاسف بار بود ، جوجه های تازه از تخم در امده فلامینگو درحال جون دادن بودند! یه چند تایی توی نمک ها قندیل بسته و مرده بودند و بقیه هم در حالی که پاشون توی نمک گیر کرده بود تقلا می کردند تاخودشونو نجات بدهند .

دیشب بالخره آقای کلانتری تغییر موضع داد و گفت ۵۰ درصد علت نابودی دریاچه عوامل انسانی است مثال چاههای غیر مجاز و مجاز و سدها ، جالب است که ایشان تا پیش از این سهم سدها و چاهها را فقط ۲۵ درصد می دونست !

اوضاع در پارک ملی دریاچه ارومیه ، که یکی از تالاب های ثبت شده ایران در فهرست تالاب های بین المللی جهان است واقعا بحرانی است . مسئولان و دولتمردان همچنان در خواب اند در حالی که همه روزه هزاران هزار موجود زنده در این دریاچه و دیگر تالاب ها و دریاچه های ایران از بختگان و طشک گرفته تا گاوخونی و ... جان خود را از دست می دهد . نابودی ارومیه ، فقط نابودی چهار تا پرنده نیست ، نابودی این دریاچه یعنی نابودی آذربایجان ، به راستی چقدر باید این جمله راتکرار کنیم ؟ چرا هنوز هم با وجود این وضعیت بحرانی ، احداث سد در این حوزه همچنان با سرعت بیشتری نسبت به گذشته ادامه دارد . این همه سد در یک حوزه آبریز برای تامین آب کشاورزی چگونه قابل توجیه است ؟ چرا کسی به فکر افزایش راندمان آبیاری نیست ؟ چرا کسی به فکر تغییر الگوی کشت نیست ؟ چرا کسی به این این فکر نمیکند که اگر دریاچه نابود شود کشاورزی هم در این استان از بین می رود ؟ با پیشروی شوره زار و وزش بادهای مملو از نمک، هم سکونتگاههای انسانی از بین می رود و هم زمین های کشاورزی . پس این همه سد برای چیست ؟

چرا وجدان خفته هیچ مقام مسئولی بیدار نمی شود ؟ گره کور دریاچه امروز فقط در دست سد سازان و دولتمردان است تا دست از این رویه غلط گذشته بردارند . ارومیه را فراموش نکنید که وضعیت اش به گواه آنچه که من ۴۰ روز قبل خودم دیدم و به گواه انچه که دیشب در سیما دیدم واقعا بحرانی است / وبلاگ دیده بان محیط زیست

+ نوشته شده توسط سینا (ترک اوغلی ) در سه شنبه 18 تیر1387 و ساعت 14:35 |
                  آذربایجان شرقی همچنان به دنبال خرید امتیاز یک تیم لیگ برتری

در حالیکه کمتر از یک ماه تا آغاز رقابتهای فوتبال لیگ برتر و لیگ یک کشور باقی است،‌ مسئولان عالی رتبه آذربایجان شرقی همچنان مدعی خرید امتیاز یک تیم لیگ برتری هستند.

 این اظهارات در حالی از سوی مدیران ارشد استانی، مسئولان ورزشی و نیز برخی از نمایندگان آذربایجان شرقی مطرح می شود که بسیاری از تیمهای حاضر در لیگ برتر و لیگ یک اقدامات خود را برای جذب کادر فنی و بازیکنان مورد نظر آغاز کرده اند.

با این اوصاف، عدم مشخص شدن تکلیف حضور یا عدم حضور یک تیم از تبریز در لیگ برتر موجب سردرگمی اهالی ورزش در این استان شده است.

به اعتقاد کارشناسان، عدم حصول نتیجه در ادعای مسئولان نسبت به خرید یکی از تیمهای لیگ برتری در تبریز، موجب سرخوردگی و یاس و نا امیدی ورزش دوستان در این خطه ورزش خیز خواهد شد.

با اینحال اما مسئولان مربوطه همچنان بر تلاشهای خود برای انتقال امتیاز یکی از تیمهای دولتی لیگ برتر به آذربایجان شرقی تاکید دارند.

در این میان، استاندار آذربایجان شرقی در گفتگو با خبرنگاران بر تلاشهای گسترده برای خرید امتیاز یکی از تیمهای لیگ برتری و انتقال به شهر تبریز تاکید کرد.

محمد معمارزاده افزود: طی روزهای گذشته نامه های مختلفی به مقامات عالی رتبه دولت نوشته و از آنان درخواست کرده ایم نسبت به انتقال امتیاز یکی از تیمهای دولتی حاضر در لیگ برتر به آذربایجان شرقی مساعدتهای لازم را مبذول فرمایند.

وی ادامه داد: شخص آقای احمدی نژاد و آقایان سعیدلو، علی آبادی و محرابیان از جمله مسئولان عالی رتبه دولتی هستند که با آنان در خصوص انتقال یکی از تیمهای لیگ برتری به آذربایجان شرقی مذاکراتی انجام شده است.

استاندار آذربایجان شرقی در عین حال تصریح کرد: تاکنون هیچ پاسخ قطعی در خصوص موافقت یا رد درخواست آذربایجان شرقی برای خرید و انتقال یکی از تیمهای دولتی لیگ برتر به این استان از سوی مقامات یاد شده ارائه نشده است.

معمارزاده انتقال یکی از تیمهای دولتی حاضر در لیگ برتر به تبریز را یک خواست عمومی و به حق مردم منطقه دانست و گفت: مدیریت استان و نمایندگان آذربایجان شرقی تمام توان خود را برای تحقق این خواست مردم به کار خواهند بست.

عالی ترین مقام اجرایی آذربایجان شرقی ضمن انتقاد شدید از تجمیع تیمهای دولتی در تهران بیان داشت: چه لزومی دارد باشگاه ‌هایی که سالانه از بودجه کشور میلیاردها تومان هزینه می کنند در تهران جمع شوند اما در نتیجه گیری و جذب تماشاگر نیز موفق نباشند؟

وی با بیان اینکه در راستای اهداف عدالت محور دولت باید تمام استانهای کشور از امکانات و اعتبارات باشگاه‌های دولتی بهره مند شوند، افزود: این سیاست ضمن جذب تماشاگر برای باشگاه‌های یاد شده در توسعه ورزش مناطق مختلف کشور نیز نقش به سزایی خواهد داشت.

از سوی دیگر، رئیس هیئت فوتبال آذربایجان‌شرقی نیز از مثبت بودن جلسه مجمع نمایندگان مجلس استان با رئیس جمهور برای انتقال امتیاز تیم لیگ برتری خبر داد.

جواد ششگلانی افزود: در این جلسه و با نظر مساعد رئیس جمهور نتایج مثبتی درزمینه انتقال امتیاز یک تیم لیگ برتری به آذربایجان ‌شرقی حاصل شد.

وی عنوان کرد: تا اواسط هفته آینده نتیجه قطعی این جلسه و نام تیم انتقالی به تبریز مشخص خواهد شد.

به گفته وی، تیمهای فوتبال دولتی به خصوص تیمهای پایتخت در اولویت سازمان تربیت بدنی برای انتقال به سایر شهرستانها قرار دارد.خ.مهر

+ نوشته شده توسط سینا (ترک اوغلی ) در یکشنبه 16 تیر1387 و ساعت 18:57 |
           افشاگری های مسئول سابق حراست پروژه میانگذر دریاچه ارومیه !!!

                     چگونه 4 مدیر پروژه ملی میانگذر را فراری دادند؟! ...

محمد کريمي مسئول پیشین حراست ميانگذر درياچه اروميه معتقد است:افرادي که دراين جريان مافيايي قرار دارند نمي خواهند پروژه پل ميانگذر درياچه اروميه به اين زودي ها به پايان برسد وبه هر شکل ممکن در روند کار اخلال ايجاد مي کنند.

وي چگونگي عملکرد اين جريان مافيايي را اين گونه توضيح مي دهد:تابه حال هر شخص کارداني که خارج از دايره اين جريان به عنوان مدير پروژه به کار گمارده شده است، به شکل خاصي از سوي اين جريان مورد هجوم قرار گرفته وپس از مدتي به دليل عدم امکان ادامه کار تحت جو مسموم ايجاد شده ،از ادامه فعالیت کناره گيري کرده واز همين رو پايان يافتن پروژه به تعويق افتاده است.

کريمي ازچهارنفر به عنوان مديران پروژه ميانگذر که توسط اين جريان فراري داده شده اند نام مي برد: صانعي ،بدري پور ، عابدي و باربد.

مسئول سابق حراست پروژه پل ميانگذر درياچه اروميه چگونگي کناره گيري صانعي از مديريت پروژه را اين گونه تعريف مي کند:مهندس صانعي با جديت پروژه را فعال کرده بود ، اما کساني که با حضور وي به عنوان مدير پروژه مخالف بودند طي دسيسه اي دوبار سرقت از منزل وي را ترتيب دادند و صانعي نيز چون ديگر احساس امنيت نمي کرد مجبور به استعفا شد.

کريمي جايگزين صانعي را عابدي معرفي مي کند که بر اساس اظهارات وي براي فراري دادن عابدي از حربه دروغین اخلاقي استفاده شد.

سومين فردي که در ليست فراري داده شدگان قرار دارد ،بدري پور است.
کريمي بر اين باور است که بدري پور بسيار کاردان بوده وموجبات پيشرفت فيزيکي 68 درصدي پروژه را فراهم کرده است.
انتشار کاريکاتوري غیراخلاقی از بدري پور عاملي است که به باور کريمي موجب رنجش وعدم تمايل بدري پور براي ادامه کار بود،از اين رو او نيز کنار گذاشته شد.

باربد چهارمين فردي است که مسئول سابق حراست پروژه پل ميانگذر درياچه اروميه از او به عنوان آخرين قرباني باند مافيايي پروژه پل ميانگذر ياد مي"کند.
کريمي مي گويد:باربد مهندس برجسته اي است وجريان مافيايي تنها يک هفته او را تحمل کرد . روز آخر نيز او را مورد ضرب وشتم قرار دادند ودرميان کارکنان پروژه اينگونه شايع کردند که او فردي رواني است.

رسول اصغرزاده رئيس شوراهاي استان آذربايجان غربي وعضو شوراي شهر اروميه که ديداري چند ساعته با باربد داشته است نيز طي گفتگو با "عصر ايران" ابراز نگراني باربد نسبت به تامين جاني وامنيت خود را مورد تاکيد قرار مي دهد ومي گويد: باربد درپاسخ به سوال من که "براي اتمام پروژه چه مواردي را نياز داريد" گفته بود تنها دو چيز مي"خواهم تامين جاني وبازپرداخت 7 ميليارد تومان بديهي هاي معوق شرکت به طلبکاران.

کريمي اما اخلالگريهاي جريان مافيايي را محدود به فراري دادن مديران پروژه ارزيابي نمي کند وبراين باوراست که جريان مافيايي حتي درکيفيت سازه پل نيز اخلالگري مي کند.

وی ، يکي از شواهد و دلايل مدعاي خود را نقصان عمدي درشمع يکي از پايه"هاي پل ذکر مي کند و می گوید: استخدام من در شرکت صدرا و خدمت در پروژه پل ميانگذر به ماه هاي اول سال 84 با ز مي گردد ،درآن زمان مسئول "بارج"(شناورهايي که تاسيسات سنگين همچون جرثقيل ها را درهنگام عمليات حمل مي کنند)مشغول به کاربودم و به همين دليل درعمليات شمع کوبي همکاري مستقيم داشتم.
درجريان شمع کوبي وبتون ريزي شبانه ،تعدادي از کارگران اطلاع دادند که درلوله هاي به کاررفته درشمع کوبي شکستگي ايجاد شده وبه جاي اينکه براي ترميم شکستگي از ميل گرد مخصوص استفاده شود،با تراشيدن رويه سيم هاي مفتول مخصوص جوشکاري ،از اين مفتول ها بجاي ميل گرد استفاده شده است ولوله شکسته شده را نيز با انداختن به دريا معدوم کرده اند!

کريمي به خاطر مي آورد که با آگاهي يافتن از اين تخلف براساس وظيفه ،موضوع را به مدير عامل وقت شرکت صدرا ومعاون وي اطلاع داده و با پيگيريهاي مدير عامل ، مديروقت پروژه منکر چنين تخلفي شده بود ولي با اثبات تخلف صورت گرفته مسئولين متخلف کارگاه اخراج شدند .
وي می گوید: بدري پور ، پس از جريان اخراج مسئولين متخلف به عنوان مدير پروژه ، وارد کار شد.

کريمي همچنين به خاطر مي آورد ناظر خارجي پروژه از تخلف صورت گرفته اظهارناراحتي مي کرد ودراعتراضات خود دائماً اين عبارت را بکار مي برد :"شما به پروژه اي که متعلق به خودتان است خيانت مي کنيد."

معلوم نيست قبل از آشکارشدن اين تخلف ،چه تعداد تخلف مشابه صورت گرفته است وچه تعداد شمع بصورت شکسته درساختمان پل بکار رفته است که هيچ کس جز متخلفين ازآن آگاهي ندارند وجا دارد مسئولين توجه جدي به اين مساله داشته باشند تا قبل از بروز هرگونه فاجعه اي فکري اساسي براي رفع آن کرد.

کريمي با اظهار اين مطلب درادامه سخنان خود گفت:پس از گزارش تخلف صورت گرفته حکم اخراج من نيز صادرشد،اما با روي کارآمدن مهندس بدري پور دوباره به کار فراخوانده شدم واين بار به عنوان مسئول حراست پروژه انجام وظيفه مي کردم.

رسول اصغر زاده عضو شوراي شهر اروميه نيز در خصوص عدم کيفيت جوشکاريهاي بکار رفته در سازه پل مطالب قابل تاملي بيان مي کند:زماني که به ديدن آقاي باربد رفتم،در گفتگوي چهار ساعته با ايشان ،بازديدي از پل دردست احداث نيز داشتيم و آقاي باربد با نشان دادن قسمت هايي از جوشکاري هاي بکار رفته در سازه هاي فلزي، نسبت به کيفيت جوشها اظهار نارضايتي مي کرد و اين جوشها را فاقد کيفيت لازم مي دانست.

اصغرزاده درادامه اظهارات خود تصریح مي کند:جوشها در وضعيتي بود که حتي فردي چون من که تخصصي در اين رابطه ندارم متوجه بي کيفيت بودن آنها شدم.

اخراج کارگران دائمي وبکارگيري کارگران روز مزد يکي ديگر از مواردي است که کريمي به آن پرداخته وطي توضيحاتي چگونگي تعويق زمان پايان پروژه را اين گونه تشريح مي کند :در شرق درياچه اروميه روستاهایي به نام "آغ گنبد" و "گمچي" وجود دارند و بيش از 90 نفر از ساکنان اين روستاها بعنوان کارگر درپروژه مشغول بکار بودند .از آنجا که محل زندگي اين افراد با محل پروژه فاصله کوتاهي دارد ،اين کارگران هر روز ساعت 7 صبح مشغول بکارشده وساعت 21 همان روز کار را تعطيل مي کردند.آنها حتي حقوق خودرا حداقل سه ماه يک بار مي گرفتند واز اين بابت شکايتي نداشتنداما به ناگاه اين کارگران اخراج شده وبه جاي آنها از کارگران روز مزد که هرروزه از شهر اروميه جذب مي شوند استفاده شد.اين درحالي بود که اين کارگرها معمولا از ساعت 9 تا 10 صبح درمحل کار حاضر مي شدندوساعت 17 نيز کار را تعطيل کرده و دستمزد خودرا همان ساعت دريافت مي کردند.

مسئول سابق حراست پروژه پل ميانگذر درياچه اروميه تاکيد مي کند که مستندات مدعاي وي دراسناد بايگاني شده شرکت صدرا موجود است ومسئولين درصورت تمايل مي توانند آنها را ملاحظه کنند.

منبع : عصر ایران

+ نوشته شده توسط سینا (ترک اوغلی ) در شنبه 15 تیر1387 و ساعت 19:53 |





Powered by WebGozar